یادتونه کمتر از یکسال پیش چقدر دنبال فرمول عشق میگشتم و مدام از خودم سوال می پرسیدم که فرمول جاذبه بین آدمها چیه و چطوریه؟ خب خوشحالم که اعلام کنم به نتایج خوبی رسیدم و میتونم نتیجه این تحقیقاتو برای فرمولسازهای دیگه به جا بگذارم.
همه چیز از اینجا شروع میشه که انسان از لحاظ روانی یک موجود دو جنسی است یعنی صرفنظر از اینکه شما جسما" مرد یا زن باشید درون روانتون دارای دو انرژی زنانه و مردانه هستید. انرژی زنانه درون روان مولد شور و اشتیاق و عواطف و احساسات و میل به پیوند و نزدیکی است و انرژی مردانه مبتنی بر شناخت و تمیز و تشخیص و تجزیه و تحلیل منطقی است. اینکه شما از نظر فیزیکی مونث باشید یا مذکر مشخص نمی کنه که حکومت روان شما با کدام انرژی است. مردانی هستند که احساساتی و وابسته هستند و تمایل زیادی به کار سخت و پذیرش مسئولیت دیگران ندارند و یا زنانی که در دنیای کار آنقدر دستاورد دارند که میگویند باید به جای شوهر کردن زن بگیرند!
شرط اول داشتن رابطه خوب با جنس مخالف اینه که قبل از هرچیز با انرژی جنس مخالف درونیمون رابطه خوبی داشته باشیم و زندگیش کنیم . البته بحثش در این پست نمیگنجه ولی اگه بخوام خیلی ساده بگم زنی که بخواد انرژی مردانه درونشو زندگی کنه باید در جهان بیرونی صاحب دستاورد بشه. تحصیل کنه،استقلال مالی داشته باشه و خلاصه برای خودش در جهان خارجی کسی باشه و هویت و دستاوردی داشته باشد نه اینکه صرفا" در نقش همسر یا مادر شناخته بشه. یک مرد هم برای زندگی کردن انرژی زنانه درونش باید بتونه عواطفو به رسمیت بشناسه و احساساتشو درک و ابراز کنه، به بدنش رسیدگی کنه و لذت بردن و لذت دادن با تن را یاد بگیره.
هر مرد یا زنی در ناخودآگاهش تصویری از معشوق ایده آلش داره که شامل یکسری خصوصیاته . هیچکس این خصوصیاتو در خودآگاهش نمیدونه و چیزی جز یک تصویر کلی مبهم از معشوق ایده آلش نمی بینه. این تصویر پویاست و از فردی به فرد دیگه فرق میکنه و بر اساس تجارب کودکی و سوابق تجارب هرکس با جنس مخالفش شکل میگیره ... حالا فرض کنید تصویر ایده آل شما شامل این خصوصیاته : جذاب. باهوش. خوش صحبت. با احساس .حمایتگر و دست و دلباز . قلاب ماهیگیری را تصور کنید که چطور برای صید ماهی در آب میندازید. وقتیکه با فردی روبرو میشید که یک یا چندتا از این خصوصیاتو داراست قلاب هایی که انداختید به این خصوصیات گیر میکنند. مثلا قلاب "جذابیت" ، "باهوش" و "با احساس" گیر میکنند و بعد کاملا ناخودآگاه در روان شما مابقی خصوصیات تصویر معشوق ایده آل روی طرف مقابل فرافکن میشه انگار که ناخودآگاهتون با پیدا کردن چند تا وجه تشابه نتیجه بگیره که این خودشه! همونه! و اینطوری طرف مقابلو کپی برابر اصل تصویری که دستش داره می بینه و شما عاشق میشید. این عملکرد اسمش فرافکنی مثبته.
حالا تا زیاد خوشحال نشدید بگم که فرافکنی مثبت دنبالش فرافکنی منفی هم به همراه داره یعنی اگه عشق مورد قبول واقع بشه و رابطه شکل بگیره شما دیر یا زود می فهمید که طرف در چهارچوب شما نمیگنجه مثلا" انتظار داشتید طرف حمایتگر و دست و دلباز هم باشه که نیست! اینجاست که بدجور توی ذوقتون میخوره و میگید :" تو اول اینطور نبودی! عوض شدی! خودتو جور دیگه به من نشون دادی!" غافل از اینکه بنده خدا از اول هم همینطور بوده و این شما بودید که اون خصوصیاتو روش فرافکن کرده بودید! جالب اینجاست که روان آدم باز دست از بازی فرافکنیش بر نمیداره و با پیدا کردن یکی دو نکته منفی، هرچی صفت منفیه به طرف نسبت میده و خصوصیات خوبشو هم میبره زیر سوال. اینجاست که فاتحه عشق خونده میشه! البته تمام این فرافکنی چه مثبت و چه منفی کاملا ناخودآگاهه و فرد هیچ کنترلی روشون نداره. برای همین میگند عشق صدای فاصله است چون خیلی راحته که از دور بشینی و دلتو با یک تصویر تخیلی ایده آل خوش کنی تا اینکه با یه آدم زنده طرف باشی که خیلی از حرفها و کارهاش به مذاقت خوش نمیاد.

همانطور که درون ما دو انرژی وجود داره که لازم و ملزوم هم هستند .در جهان بیرون هم دو جهان بینی وجود داره که در کنار هم به اتفاقات معنا میدهند. جهان بینی غربی که بر اساس منطق و قوانین فیزیک نیوتن استواره و برای هر معلولی، علتی داره و فرمولی! و جهان بینی شرقی که علت و معلول و فرمول نداره و بر پایه کشف و شهود و الهام و حس ششم و تله پاتی و نشانه ها و اینجور چیزهاست. اینو گفتم که اگه بپرسید حالا از بین این همه آدم جذاب و باهوش (چون ماشالا زیاده ریخته توی خیابون!) چرا فرافکنی عدل روی یه آدم خاص اتفاق میافته و یا چرا مثلا" به جای این دست و دلباز عاشق اون یکی دست و دلباز نمیشیم بگم من از کجا باید بدونم؟! مگه من مخزن الاسرارم؟! عشق یک وقتهایی منطقش خرکیه و آداب و ترتیبی نداره. همینطوری میخواد دور هم باشیم خوش بگذره!!! توصیه میکنم از یه جایی به بعد زیادی به فرمول ها دل نبندید و با همین جهان بینی شرقی که براتون گفتم همینطوری که هست قبولش کنید و زیاد سوال جواب نکنید ... خودمونیم این شرقی ها از همون روز ازل حرف زور میزدند!