سوال مصاحبه!
بعد از عمل لازک چشمم کلاس هاي سفارت فرانسه را ادامه ندادم و يك ترم استراحت كردم و حالا برای ثبت نام ترم جديد بايد دوباره آزمون ورودي مي دادم. يك ماه پيش مرحله اولشو كه امتحان كتبي بود پشت سر گذاشتم و امروز هم نوبت مصاحبه شفاهي بود. از هفته پيش در مورد هرچي مطلب مصاحبه پسنده تحقيق كردم و از خاطرات دوران بچگيم گرفته تا وضعيت زنان در كشورهاي جهان سوم و شرايط زندگي مهاجران كانادا ، با خودم كلي مطلب بلغور كردم و امروز با اعتماد به نفس رفتم توي اتاق مصاحبه . مصاحبه كننده كه يك خانم فرانسوي بود بعد از اون سوال معروف "خودتونو معرفي كنيد" فقط و فقط يك سوال ازم پرسيد : اين جمله را كامل كنيد "اگر من يك مبل بودم آنوقت ... "!!! چند لحظه با تعجب نگاهش كردم و بعد با خنده گفتم : اگر من يك مبل بودم هرگز خسته نميشدم چون هميشه در حالت نشسته بودم! و خنديدم و منتظر سوال بعدي شدم ... ولي مصاحبه كننده گفت : نه، در يك پاراگراف مطلبو بسط بديد!!! گفتم : راستش تا حالا هيچوقت مبل نبودم و اگه هم يك روزي بودم الان يادم نمياد! ولي خانومه همچنان در سكوت با نگاهي خيره منتظر جواب من بود ... نميدونستم چي بگم اصلا" هيچ ايده اي به ذهنم نمي رسيد با خودم فكر كردم حيف كه مبلم! وگرنه اگه تخم مرغ ، لنگه كفش يا حتي گوجه فرنگي له شده هم بودم خوب ميدونستم بايد چكار كنم! فكر كنيدحتي نگفته اگه فلان ستاره سينما يا رئيس جمهور بوديد يا حتي اگه يك پرنده بوديد چكار مي كرديد بايد حتما ميگفته اگه مبل بوديد چكار مي كرديد! من هم در نهايت يكسري دري وري تحويلش دادم كه هيچي مي خواستي چكار كنم؟ مثل همين الان مي نشستم بر و بر تماشا ميكردم! .... اگرچه بلاخره در همون سطحي كه قبلا" كلاس ميرفتم پذيرفته شدم و اين براي يك مبل! موفقيت بزرگيه ولي اصلا" با اين مصاحبه حال نکردم چون در نقش همون مبل بودم! حيف از اون همه بحث فرهنگي و اجتماعي كه تمرين كرده بودم! اينجور اتفاقاتو كه براي اون دوست بريتانيايي ام تعريف ميكنم با پوزخندي ميگه :"!French Fuckers".