آزمون موزیکال!

با سلام خدمت دوستان مجازی و غیرمجازی عزیز ، میگم هیچکدوم از شما احیانا" آهنگی که حسینی از شعر "مگه شیر و پلنگی ای دل" بابا طاهر خوانده ندارید؟ من دربدر این آهنگ شدم! هرجا توی نت گشتم نبود فقط توی یوتیوب این را پیدا کردم که متاسفانه نصفه است و باید بیست بار ریپلی کنم!

امروز اولین آزمون آزمایشی ما در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد و من با رشته نامرتبط درحالیکه تازه ۴ ماهه شروع کردم باید در ارزیابی با بچه هایی قرار می گرفتم که اغلب پارسال هم شرکت کرده بودند و برای سال دوم کتابها را دوره می کردند برای همین خودبخود کمی استرس داشتم ولی امروز صبح که بیدار شدم به جای اینکه هی این کتاب و اون جزوه را مرور کنم همشو بستم و در آرامش این آهنگو گذاشتم و " دل ای دل "کنان حاضر شدم و لباس پوشیدم و همینطور "شیر و پلنگ" گویان رفتم سر جلسه! ریلکس امتحان دادم! جاتون خالی اگه فکر نمره و درصدو نکنم، به چشم پیک نیکی دورهمی خیلی هم خوش گذشت! الان چیزی که به نظرم دو قرون نمی ارزه همون نمره و رتبه است! ... البته من استفاده از اینجور آهنگهای عرفانی را که آدمو کلا" بی خیال هرچی مال دنیا و مدرک و دانشگاه می کنه تا قبل از روز امتحان توصیه نمی کنم! اول خوب تلاشتونو بکنید بعد روز امتحان که رسید از این چیزها گوش کنید! وگرنه مملکت ما صوفی و عارف خیلی داره! :)

یعنی عاشق رباعی آخرشم که به خدا میگه "از وقتی این آدم دو پا را آفریدی هر کاری کردی به راه راست هدایتش کنی که درستکار و پرهیزگار بشه نشد که نشد! بیا بی خیال شو اصلا" شتر دیدی ندیدی!" بعد ما میشینیم هی غصه می خوریم که چرا زندگیمون اونطوری که می خواستیم نشد! بابا خدا هم با اون خدائیش، هنوز اون چیزی که می خواسته نشده!!! ما که جای خود داریم !!!

 

پی نوشت:

خب نتایج آزمون ما مثل بنز دراومد و درصدها را قبل از اینکه بخوابیم برامون اس ام اس کردند!!! تحلیل کارنامه با کلیه مخلفاتش هم امروز روی سایت بود!!! با همچین تکنولوژی ای من موندم چرا اعلام نتایج دانشگاه سراسری هفت ماه طول می کشه؟!! توی این ۷ ماه چی رو حساب کتاب می کنند سهمیه ها رو؟!!!

بد شانس ها بخوانند!

در درس آمار و روش تحقيق مبحثي داريم به اسم "توزيع نرمال و رگرسيون" كه من عاشقشم! (انگار جون به جونم هم كنند نمودارباز و فرمول سازم! ) اين مبحث مي گويد اگر ما تحقيقي انجام داديم كه اكثريت داده هاي آماري بدست آمده از آن در اطراف مقدار متوسط قرار بگيرد توزيع بصورت نرمال يا استاندارد صورت گرفته ... حالا همه اينها يعني چه؟ ... بطور مثال اگر قد تمام افراد كره زمين را اندازه بگيريم متوجه مي شويم كه اكثريت افراد جهان (بيش از ۶۸٪ آنها) قدشان در حول و حوش قد متوسط يعني ۱۷۰ است و نمودارش مثل شكل زير شبيه زنگوله ميشود. يا اگر راه بيافتيد از تمام افراد كره زمين در مورد ميزان رضايتشان از زندگي سوال كنيد نتيجه مي گيريد كه افراد خيلي خوشبخت و خيلي بدبخت در مقايسه با خيل عظيم متوسط الحال ها بسيار اندك هستند! 

حالا اگر  آزموني از مردم بگيريم كه خيلي آسان باشد و اكثريت افراد بيست بگيرند تجمع در نمره بيست زياد مي شود و نمودارش اين شكلي مي شود و مي گويند توزيع بصورت نا متقارن يا كج صورت گرفته. توزيع كج نشان مي دهد عدالت رعايت نشده و سوالات به نفع يك گروه خاص طرح شده! مثلا اگر سوالات كنكور خيلي ساده باشند و همه به راحتي جواب بدهند فرقي بين كسي كه زحمت كشيده و كسي كه زده رقصيده قائل نمي شود و در اين حالت بي عدالتي صورت گرفته!

 

نكته جالب اينجا است كه هر پديده طبيعي كه در جهان بررسي شده اعم از قد، وزن، هوش، زيبايي... چه بين انسانها، چه بين پرندگان و چرندگان و سنگها و رودخانه ها و حتي خرس هاي قطبي و كرمهاي خاكي ... نحوهء توزيعش نرمال بوده و آزمايشاتي كه انجام شد هم اين فرضيه را تاييد كردند بطور مثال اگر زن و مردي با ضريب هوشي خيلي بالا با هم ازدواج كنند به جای آنکه فرزندشان فوق نابغه شود ضريب هوشي فرزند نسبت به پدر و مادرش پايينتر خواهد بود و فرزند آن بچه هم به نوبه خود از ضريب هوشي پائينتري برخوردار خواهد شد تا در طي سه نسل ضريب هوشي دوباره به سمت متوسط برگردد! 

انگار كه طبيعت ميل دارد همه را به سمت متوسط هل بدهد و اين موضوع البته خلاف نظريه داروين است كه گفت طبيعت بهترينها را انتخاب مي كند! ... پس اگر به شانس هم به عنوان يك پديده طبيعي نگاه كنيم كه وقتي توزيعش مي كردند معلوم نبود ما كدام جهنمي بوديم! بايد در نظر داشت كه طبيعت در توزيع هايش به طور نسبي جانب عدالت را رعايت كرده پس اگر ما در حوزه اي شانس نياورديم حتما"در حوزه اي ديگر شانس داريم و طبيعت اين كاستي را جاي ديگري برايمان جبران كرده يا خواهد كرد! 

 

...

نمی دونم برای این پست چه عنوانی بگذارم شما هر عنوانی که دوست دارید بگذارید!

یادم نیست از کی فهمیدم کارمو دوست ندارم ولی میدونم از خشت اول این وبلاگ همش با خودم درگیر بودم که چه کنم چه نکنم تا اینکه  چند وقت پیش نمیدونم در اثر کلاسهای یونگ بود یا از عنایات کسی دیگه این سعادت نصیب ما هم شد که بلاخره لامپ روی سرمون روشن بشه! و فهمیدم کدوم طرفی باید حرکت کنم! البته از قبل هم می دونستم فقط شهامت تغییر جهتش نبود! خلاصه اینکه در یک تصمیم انتحاری تصمیم گرفتم در کنکور کارشناسی ارشد مشاوره امسال شرکت کنم و الان کلی کتاب و منبع و جزوه دور و برم ریخته تا هرچی ملت در ۴ سال لیسانس خوندند در این چند ماه بخونم! برای همین یک مدتیه که سرم شلوغه و دست و دلم اینجا نیست آخه اینقدر مطالب جذابه که نمیدونم از کجا شروع کنم ! چه تاپیکهایی می خونیم؟  نظریه های رواندرمانی، آزمونهای روان سنجی ، زبان تخصصی ، فنون مشاوره و قربونش برم روانشناسی شخصیت! :) البته آمار هم هست که ارادت خاصی بهش ندارم! ... یادم میاد قبلا" با چه فلاکتی از اینور اونور ریز ریز اطلاعات روانشناسی جمع می کردم ولی حالا با این همه منبع زدم به سرچشمه و انگار که افتاده باشم توی عسل! حالا با رقابت شدیدی که برای این رشته هست نمیدونم امسال قبول میشم یا سال بعدش یا اینکه نهایتش از یک دانشگاه خارجی سر در میارم ولی می دونم که این رشته رو می خونم!

 پی نوشت: قسمت عمده ای ازاین تصمیم را مدیون راهنمایی دقیق گولیا  هستم.