می خواهم با پدرم حرف بزنم
چند شب پيش يك شوي تلويزيوني را در يكي از كانالهاي تلويزيوني فرانسه تماشا ميكردم. مهمانان برنامه آلن دلون و يكي از خوانندگان قديمي فرانسوي بودند كه به ياد ايام قديم و مهمانيهاي مشترك و خاطراتشون حرف ميزدند. مجري برنامه كه خودش مرد مسني بود گفت امشب يكي از زناني كه هميشه بسیار تحسينش مي كردم مهمان برنامه ما است و قراره آهنگي را كه به تازگي به ياد پدر مرحومش خوانده برامون اجرا كنه و عكس پدر پيری را نشان دادند و در ميان تشويق حضار سلين ديون وارد صحنه شد. آهنگي كه شروع كرد اونقدر قشنگ بود كه من و خواهرم هر دو دنبال ريموت كنترل مي گشتيم تا ضبطش كنيم!
اين آهنگ اونقدر زیبا است كه اصلا" نميشه با كسي قسمتش نكرد! من چند روزي تحمل كردم شايد بعد از كنكور بتونم سر فرصت درموردش بنويسم ولي بعد به خودم گفتم هرچيزي زماني ارزش تقسيم كردن داره كه هنوز اثر جادوییش در وجود آدم باقي مونده باشه پس اين لينك يوتيوب برای شما تا اجراي اون شب سلين ديون را در همون شوي تلويزيوني ببینید :)
Celine Dion - Parler a mon pere

اگه يوتيوب رو نمي تونيد باز كنيد آهنگو از لينك زیر دانلود كنيد و لذتشو ببريد.
و با تشکر فراوان از خواهرم که به جاي من زحمت ترجمه آهنگ را کشید :)
Je voudrais oublier le temps
Pour un soupir pour un instant,
Une parenthèse après la course
Et partir où mon cœur me pousse.
میخواهم زمان را فراموش کنم
به قدر یک نفس، برای یک لحظه
مثل یک وقفه پس از دویدنهای بسیار
و بروم به جایی که قلبم مرا به آنجا می برد (هل میدهد)
Je voudrais retrouver mes traces
Où est ma vie ou est ma place
Et garder l’or de mon passé
Au chaud dans mon jardin secret.
میخواهم دوباره ردپاهایم را پیدا کنم
آنجا که زندگی ام آنجاست و جایم آنجاست
و لحظات گرانبهای گذشته ام را گرم در اتاق رازهایم نگه دارم
Je voudrais passer l’océan, croiser le vol d’un goéland
Penser à tout ce que j’ai vu ou bien aller vers l’inconnu
Je voudrais décrocher la lune, je voudrai même sauver la terre
Mais avant tout je voudrais parler à mon père
Parler à mon père…
میخواهم از اقیانوس عبور کنم. همراه پرواز یک مرغ دریایی بشوم
به تمام چیزهایی که دیده ام فکر کنم و یا حتی به سمت ناشناخته ها بروم
می خواهم ماه را از جا بردارم, می خواهم زمین را نجات بدهم
اما قبل از تمام اینکارها دلم میخواهد با پدرم حرف بزنم
دلم میخواهد با پدرم حرف بزنم
Je voudrais choisir un bateau
Pas le plus grand ni le plus beau
Je le remplirais des images
Et des parfums de mes voyages
می خواهم قایقی انتخاب کنم . نه بزرگترین و نه حتی زیباترین قایق
و آنرا پر کنم از تصاویر و عطرو بوی سفرهایم
je voudrais freiner pour m’assoir
Trouver au creux de ma mémoire
Des voix de ceux qui m’ont appris
Qu’il n’y a pas de rêve interdit
دلم میخواهد زمان را متوقف کنم
تا در تنهایی، خاطراتم را پیدا کنم
و صدای کسانی را که به من یاد دادند
هیچ رویای ممنوعی در دنیا وجود ندارد!
Je voudrais trouver les couleurs, des tableaux que j’ai dans le cœur
De ce décor aux lignes pures, où je vous voie et me rassure,
Je voudrais décrocher la lune, je voudrais même sauver la terre,
Mais avant tout, Je voudrais parler à mon père..
Je voudrais parler à mon père.
میخواهم رنگ آمیزی تابلوهایی که در قلبم دارم پیدا کنم
با همان ترکیبی که در تو می بینم و احساس آرامش میکنم
می خواهم ماه را از جا بردارم, می خواهم زمین را نجات بدهم
اما قبل از تمام اینکارها دلم میخواهد با پدرم حرف بزنم
می خواهم با پدرم حرف بزنم
e voudrais oublier le temps
Pour un soupir pour un instant,
Une parenthèse après la course
Et partir où mon cœur me pousse.
میخواهم زمان را فراموش کنم
به قدر یک نفس، برای یک لحظه
مثل یک وقفه پس از دویدنهای بسیار
و بروم به جایی که قلبم مرا به آنجا می برد (هل میدهد)
Je voudrais retrouver mes traces
Où est ma vie ou est ma place
Et garder l’or de mon passé
Au chaud dans mon jardin secret.
میخواهم دوباره ردپاهایم را پیدا کنم
آنجا که زندگی ام آنجاست و جایم آنجاست
و لحظات گرانبهای گذشته ام را گرم در اتاق رازهایم نگه دارم
Je voudrai partir avec toi,
Je voudrai rêver avec toi,
Toujours chercher l’inaccessible,
Toujours espérer l’impossible,
Je voudrais décrocher la lune, je voudrai même sauver la terre
Mais avant tout je voudrais parler à mon père
Parler à mon père
دلم می خواهد با تو راهی شوم
دلم می خواهد با تو رویا بافی کنم
همیشه در جستجوی دست نیافتنی ها
همیشه به امید غیرممکن ها
شاید ماه را از جا بردارم, شاید زمین را نجات بدهم
اما قبل از تمام اینکارها دلم میخواهد با پدرم حرف بزنم
می خواهم با پدرم حرف بزنم
پی نوشت:
باشد تا نسرین بانو و بقیه دوستان فرانسوی دوست راضی باشند! :)