چند ماهه كه براي یکی از دندانهایم ناچارم هر 10 روز یکبار دندانپزشک خوش اخلاق و دوست داشتنیم را ببینم . قدیمها اگر یک دندانپزشک فرشته هم می بود هرگز نمیشد صفت "دوست داشتنی" را برایش بکار برد و مطب دندانپزشکی آخرین جای دنیا بود که ممکن بود از دیدن کسی خوشحال شد! نمیدونم اینروزها درد عملیات دندانپزشکی نسبت به قدیمها کمتر شده که دیگه از مته های برقی و صدای سوت وحشتناکشان نمیترسم و یا مقاومت بدنم نسبت به درد بالاتر رفته !

روکش دندانم قرار بود قبل از عید گذاشته بشه ولی به دلایلی دچار تاخیر شد و وقتی دكتر پس از 3 ماه دندانم را دید گفت :" اوه اوه ... لثه سه میلیمتر رشد کرده ! ناچارم لثه اضافی را با جراحی بردارم و دوباره قالبگیری کنم" . بعد از جراحی قرار شد دو هفته به لثه استراحت بدهیم و بعد روکش جدید را قالب بزنیم ولی به محض اينكه دندانم را بعد از دو هفته ديد با حيرت گفت : "WWOOOOWW!!! عجب دندونیه ایـــــــن!!!!!! چــــــه رشـــــــــــدی میکنـــــه !!! باید هر چه سریعتر روکش روبگذاریم " و یک وقت اورژانسی براي تست روكش گذاشت ولی امروز وقتي چشمش به دندانم افتاد با چشمان گرد شده از تعجب به دستیارش گفت : " بیـــــا ببين !!! دندون بالائیش هم که زیرش خالی مونده شروع كرده به رشد کردن و با تیزیش زده به روکش موقت زیرش آسيب رسونده!!! بايد اول دندان فک بالا رو پوليش كنم كه كوتاه بشه بعد روکش دندون پايين را بگذارم!  و حیرتزده افزود : اين دندونهـــــا عجب رشدي دارند !!!!!!!! "


اینرا که گفت ياد فيلم Twillight و شباهتي كه بين خودم و شخصيت خون آشام فيلم ديده بودم افتادم و تخیل کردم که پتانسیل درونم به بیرون ریخته شده و دارم واقعا "به یک vampire تبدیل میشم !....البته Twillight فيلم خیلی ضعیفی بود ولي من از اسطوره هايي كه از آدمها در مقابل عشق ساخته بود خوشم اومد. مخصوصا" دوگروه اصلی که خون آشام ها و گرگینه ها بودند خون آشام ها براي زنده ماندن نيازمند خون( استعاره از عشق ) بودند و چون همواره به نوعی از "كم خوني"! رنج ميبردند رنگ پريده و دستاني سرد داشتند . به دليل داشتن همان ظاهر سرد قادرند به خوبي احساساتشان را مخفي و درد را در تنهایی تحمل کنند و به همين دليل گاهي به نفع معشوق خود را كنار ميكشند. 

گرگينه ها برعكس آتشی مزاجند و خودخواه تر و مالكيت طلبتر از آن هستند که خود را کنار بکشند آنها با تمام قدرت میجنگند تا معشوق را بدست بیاورند با اینحال احساساتشان را بدون فكر بروز ميدهند که همين باعث ميشود گاهي به كسي كه دوستش دارند صدمه بزنند . ( معشوقهء رئیس گرگینه ها یک زخم بد روی صورتش داشت که میگفتند مربوط به یکی از انفجارهای خشم گرگینه است و جالبتر اینکه بعد از آن اتفاق هر دو هنوز به هم عشق ميورزيدند! ) .اسطوره ها هميشه با الهام از واقعيتها ساخته و پرداخته ميشوند و بعضی از ما را میشود به یکی از اسطوره ها نسبت داد ....حالا بايد ديد دندانپزشك من بلاخره موفق میشود با كمك ابزار و ادوات مدرنش ماهيت درونی منرا پنهان كند یا خیر!