الان که فکر می کنم می بینم تقریبا" سه ماه از شروع دانشگاه گذشته و  من اصلا" یادم نمیاد چطور این نود روز گذشت! یک صحنه هایی از بالا و پایین رفتن از سربالایی و سراشیبی های دانشگاه یادمه و اینکه تا به خودم می اومدم باید از وب سایت غذاخوری ، غذای هفته بعد رو انتخاب می کردم و بعدشم سینی بدست مثل مورچه های پرکار توی صف سلف تردد می کردیم و تا حالا کلی ماهی پلو و قورمه سبزی خوردیم و چند باری هم چلوکباب . غیر از اینها چیزی یادم نمیاد و متاسفانه هنوز  هم از انتخاب موضوع پایان نامه خبری نیست درحالیکه خیلی از دوستان موضوعشونو انتخاب کردند!

جالب اینکه متوجه شدم موضوعی که هر کسی انتخاب می کنه بستگی نزدیکی با دغدغه های اصلی زندگی شخصی خودش داره مثلا" کسی که داره طلاق می گیره به مسائل جنسی و رضایت زناشویی علاقمنده . یکی دیگه از بچه ها هم که عاشق دوست پسرشه و ظاهرا" آقا اونطور که باید به دلش راه نمیاد داره روی این موضوع کار می کنه که ببینه چطور مهارتهای زنان سنتی (مهارتهای خرم سلطانی) در این زمینه موثره تا زن بتونه مردشو به طرف رفتاری که می خواد هدایت کنه و چیزی که می خواد ازش بگیره !

البته من سال ها قبل با مطالعه و آزمون و خطا متوجه شدم که خیلی بعیده کسی روی کسی جز خودش بتونه کنترل داشته باشه و اینکه من چطور رفتار می کنم ممکنه به کیفیت رابطه کمک کنه ولی در جهتگیری و هدف کلی طرف مقابل تاثیری نداره و خیلی احتمالش کمه که بواسطه رفتار من در شخصیتش تغییری ایجادبشه!  به نظر من کسی که قصد ازدواج نداره را خود خرم سلطان هم بیاد نمی تونه به ازدواج وادار کنه ولی کسی که تیپ زن پرست داره حاضره برای داشتن زن مورد علاقه اش خیلی بها بپردازه . زنی رو می شناسم که شوهر قبلیش مهریه اش را تمام و کمال پرداخت تا از دستش راحت بشه ولی مردی دیگه چنان عاشقش شد که خونه و ماشین و کلی طلا و جواهرات به پاش ریخت تا فقط جواب بعله رو بگیره! البته من نمیگم مهارتهای خرم سلطانی هیچ اثری نداره ولی منظورم اینه که اگه برای سر براه کردن فرد خاصی بکار برده بشه احتمالا" نتیجه اش نا امید کننده خواهد بود! ولی موافقم که این مهارتها میتونه در یافتن فرد مناسبی که سرویس های مورد نظر را میده مفید باشه.

من هم که همیشه مساله هویت برام مطرح بوده دوست دارم ببینم چه عاملی باعث میشه که بعضی بچه های خانواده های آشفته دچار هویت های سر درگم و دنباله رو شوند و زندگی بزرگسالیشون هم تباه بشه ولی بعضی بچه های همین خانواده ها هویت خودشونو از اثرات سوء خانواده جدا می کنند و آدمهای موفقی می شوند. متاسفانه نمی تونم روی این موضوع کار کنم چون برای سنجیدن این عوامل، پرسشنامه هایی که افراد باید پر کنند اونقدر طولانی است که فکر نکنم مردم  حال جواب دادن داشته باشند و تعداد فرضیاتش هم اونقدر زیاد میشه که ارائه کردنشون در جلسه دفاع کار حضرت فیله ! بنابراین باز من می مونم و حوضم ...